به جای کرایه تاکسی

۱۰ دی ۱۳۹۵ | چاپ | |

بازنشسته‌ای که تصمیم گرفته بود روزی نیم ساعت را به مطالعه اختصاص بدهد -و شرحش در خاطرات قبل با عنوان «بازنشسته‌های تازه نفس» آمد- حالا زیاد به کتابخانه رفت و آمد دارد.

کتاب قلعه ی حیوانات جورج اورول را خوانده بود و آمده بود که تحویل بدهد، میخواست برود کتابش را انتخاب کند که پرسیدم چه‌طور کتابی هست؟

گفت کتاب خوبیه. البته برای کسی که به موضوعات سیاسی و انقلاب علاقه داشته باشه و پرسید بقیه کتابهاشو دارین؟ گفتم باید قسمت رمانهای خارجی را نگاه کنید.

گفت می‌خوام آثارش رو بخونم تا سبک نوشتنش دستم بیاد تا اگه بشه میخوام خاطرات دوران جبهه‌ی خودم رو بنویسم.

داشت می‌رفت کتابش را انتخاب کند که گفتم این قفسه‌ی امانت ویژه را هم نگاه کنید، بد نیست.

گفت بیشتر دوست دارم کتابی باشه که تو ماشین بشه خوند و شنید.

وقتی پرسیدم چطور؟ جواب داد از موقعی که بازنشست شدم یه مسیری رو با ماشین مسافر کشی می‌کنم. به کسی که جلو می‌شینه، می‌گم به جای کرایه می‌تونی چند صفحه از کتاب رو برام بخونی تا من گوش کنم.

اوایل برای مسافرها سخت و عجیب بود و از روی کتاب غلط غلوط میخوندن ولی الان روان شدن. بعضی‌ها هم تشکر می‌کنن و می‌گن ما تا حالا کتاب غیر درسی نخونده بودیم ولی با این کار شما دیگه عادت کردیم کتاب بخونیم. برای مسافرهای اون مسیر هم جا افتاده که یه راننده‌ی تاکسی هست که به جای کرایه تاکسی می‌گه چند صفحه کتاب بخون.

ketab-shanidan

بعد نوشت:

این خاطره را برای یکی از دوستان تعریف کرده بودیم. می‌گفت خوشش آمده و از همین کار الهام گرفته و توی خانه عملیاتی کرده است.

می‌گفت به پسر کلاس هفتمی‌ام که اهل کتاب خواندن هم هست گفتم اگر موقع ظرف شستن و کارهای خونه  برایم کتاب بخوانی، هر ده صفحه، هزار تومان بهت میدم و پسرم هم قبول کرده.

اینطوری هم پسرم سود می‌کنه و پول توجیببی‌اش فراهم می‌شه، هم من استفاده می‌کنم.

بعلاوه اینکه با خوندن کتابهای مشترک خوبی که خوانده‌ایم، کلی بهانه فراهم میشه با هم در موردش حرف بزنیم.

وقتی کتاب در دسترس باشد و کار فرهنگی مردمی باشد چه خلاقیت و ابتکاری از مردم میجوشد!

 
| چاپ | |
 
ارسال نظر