تصویر ذهنی کتابخانه در محله

۲۵ فروردین ۱۳۹۶ | چاپ | |

در کتابخانه را باز کرد و آمد داخل. بلافاصله درب را به روی چهار بچه‌ی کوچولوی قد و نیم قد بست و گفت: شما چند لحظه بیرون باشید.

به طرف من آمد و سلام کرد و پرسید اشکالی نداره بچه‌ها بیان تو کتابخونه و کتاب بخونن؟

این را مبین دانش آموز کلاس پنجم که خودش در کتابخانه عضو هست می‌گفت.

گفتم نه که اشکالی ندارد. حتما.

در را باز کرد و سه دختر و یک پسر کوچولو وارد کتابخانه شدند.

گفتم معرفی شان نمیکنی؟ مبین به بچه‌ها اشاره کرد و گفت این دو نفر دختر خاله هام، این یکی پسر عمه و این هم خواهرم هست. بچه ها را گذاشته بودند پیش من. دیدم خانه خیلی شلوغ می‌کنند گفتم بیارمشان بیرون بگردند، از اینجا که رد شدیم گفتم بیارمشون اینجا رو ببینن.

بچه ها برای خودشان کتاب برداشتند و نشستند روی صندلی. موقع رفتن هم یک عکس دسته جمعی گرفتند.

 

img_20170410_111612

 
| چاپ | |
 
ارسال نظر