۱۳ فروردین ۱۳۹۵ | چاپ | |

باسمه تعالی
مبانی فکری کتابخانه مردمی امیرحسین فردی

۱٫ اهمیت حاشیه شهر:
از ویژگی های انقلاب اسلامی ایران احیاء مفاهیم اصیل و مهمی چون مبارزه و جهاد است. ایجاد نهادهای تأثیرگذاری مانند کمیته امداد، جهاد سازندگی، بسیج و نهضت سوادآموزی توسط بنیان گذار جمهوری اسلامی نیز در همین راستا بوده است. پس از دوران دفاع مقدس، جهاد‌گری در دیگر عرصه ها ادامه پیدا کرد. در اواخر دهه هشتاد و با تشکیل بسیج سازندگی فرصت دوباره ای پیدا شد تا نسل جدید و علاقمند به مکتب جهادی، فعالیت‏های گسترده و اثرگذار خود را بر محرومیت زدایی مناطق فراموش شده کشور -که کم هم نبودند- متمرکز کنند.
از جمله این مناطق فراموش شده، حاشیه‏ی شهرهاست که با رشد برنامه های توسعه، نه تنها محرومیت آنها متوقف نشده، بلکه رو به گسترش و همچنین رو به فراموشی روز افزون است.
قابل ذکر است که حاشیه شهر، پدیده ای متفاوت از مناطق محروم به صورت کلی و یا شهرستانهای کوچک محروم است. به حاشیه شهر، بعنوان یکی از پدیده های تحمیلی مدرنیته و کلان شهرها که متأثر از دو پدیده فقر و تکاثر است، نگریسته می شود.
مبارزه با فقر و جلوه های ناعادلانه و غیر انسانی توسعه، از مصادیق جهاد است که در دهه پیشرفت و عدالت، اهمیتی مضاعف پیدا کرده است.
باید گفت مطابق با آموزه “کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته” مبارزه با این ناعدالتی ها، هم تکلیف دولت است و هم گروه های مردمی، که این گروهها گاه به شکل مطالبه گری و امر به معروف و نهی از منکر و گاه به شکل اقدام فعالانه و مستقیم، باید قیام به قسط کنند.
اقدام مستقیم مردمی جهت از بین بردن فقر، می تواند به دست خیرین و به صورت کمک های مالی و غیر مالی بصورت فوری باشد و یا به دست خود محرومین و به صورت بلند مدت و با توانمند سازی آنان، به سوی فقرزدایی ریشه ای باشد.
۲٫ جهادی بودن:
در عرصه فرهنگی، تنها روحیه و فرهنگ جهادی و مدیریت جهادی می‏تواند جوابگو باشد و البته جهاد ویژگی‏هایی دارد که باید در نظر گرفته شود. اول اینکه کار جهادی پرتلاش است. در عرصه جهاد فرهنگی خواب و غفلت و خستگی و ناامیدی و ترس معنا ندارد. دوم اینکه در رویکرد جهادی، کار فرهنگی در میانه صف‌آرایی حق و باطل معنا می‏شود. کار فرهنگی هدفدار است و دشمن دارد. کار فرهنگی خنثی نیست و آن کاری که برای دشمن خطرآفرین نیست، جهادی نیست.
در فرهنگ اسلامی، کسی که دشمنش بیدار است، به خواب نمی‏رود و دشمن در همه جا هست؛ در عرصه سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی. در هیچ کدام این عرصه‏ها هم به خواب نرفته است. دارد کار می‏کند. از همین مداد و دفتر و مارک لباس‏ها تا تحریم و صدور قطعنامه و جنگ نظامی.
این مقابله، مقابله افراد و اشخاص نیست، مقابله در جبهه و جریان است. در عرصه فرهنگی هم دو جبهه حق و باطل وجود دارد. توپخانه فرهنگی دشمن، اعتقادات و احساسات و عواطف و رفتار ما را هدف گرفته و به‌دنبال محو اسلام ناب از باور ماست. می‏خواهد احساسات و حب‌وبغض‏های ما را جهت‌دهی کند.
۳٫ مردمی بودن:
از مهم ترین شاخص های جهادی بودن، مردمی بودن است. فعالیت جهادی معطل و منتظر بودجه‏های کلان و کمک ها و وعده های سازمان های دولتی نمی‌ماند که معلوم نیست چه وقت از راه می‏رسد.
سرمایه ما در جهاد فرهنگی همین مردم هستند؛ مردمی که به حرف حقشان ایمان دارند و مومن به انقلاب‌اند. ایده و ابتکار مردم و ایمان مردم سرمایه‌های ما هستند؛ نه‌تنها سرمایه ما هستند، بلکه تنها سرمایه ما هستند و بی‌سلیقگی و بی‌تدبیری و ناشیگری است که از این تنها سرمایه استفاده نکنیم.
در تاریخ انقلاب اسلامی ایران، چه در پیروزی انقلاب، چه جهاد سازندگی و چه دفاع مقدس، به ما ثابت شده است که هرجا به مردم اعتماد کردیم و مردم کارها را در دست گرفتند، پیشرفت کردیم. در این میان مسئولان باید باهوش باشند تا بتوانند راه تجلی این سرمایه‏ها را در عرصه فرهنگ پیدا کنند.
نکته آن است که حضور و مشارکت مردم، نه از آن روست که دولت و سازمانهای دولتی به خوبی عمل نکرده اند و لذا حضور مردمی با نگاهی مسکّن گونه تجویز شده باشد. بلکه در نگاه اسلامی، حضور و مشارکت مردم، یک اصل اساسی است که با حضور یا عدم حضور دولت در عرصه های لازم، ساقط نمی شود. چرا که هدف ارسال رسل و انزال کتب، تزکیه و تعلیم مردم بوده است تا این مردم با هدایتی که دریافت کرده، رشد کنند و برای اقامه قسط قیام کنند. و این است اسلامی که جمهور را برای قیام به قسط آماده می کند.
چنانکه رهبر معظم انقلاب نیز معتقدند:
” مسئولین باید زمینه‌ها را، مدلها را، فرمولهای عملی و قابل فهم عموم را، فرمولهای اعتمادبخش را برای مشارکت مردم فراهم کنند. در هر بخشی میشود این کارها را کرد. هم قوه‌ی مجریه، هم قوه‌ی قضائیه، هم قوه‌ی مقننه به شیوه‌ی خاص خود میتوانند این را تأمین کنند؛ از ابتکار مردم، از فکر مردم، از نیرو و انگیزه‌ی مردم، از نشاط جوانیِ جوانان ما – که قشر عظیم و وسیعی هستند – میتوانند استفاده کنند؛ این جزو کارهائی است که باید ان‌شاءاللَّه با سازوکار شفاف از سوی مسئولین انجام بگیرد. البته کارهائی در زمینه‌های مختلف شده است، راه‌هائی باز شده است؛ اما بیش از این میشود کار کرد و حضور همه‌ی مردم را تأمین کرد، تا یک جوان، یک پیر، یک صنعتگر، یک مبتکر بداند که در این حرکت عمومی در کجا قرار میگیرد. همه چیز با یک چنین سازوکاری به سامان میرسد؛ مثل گذشته.”
۴٫ کتاب:
کتاب به‌عنوان ابزار ما در زمین فرهنگی مطرح است. درباره کتاب نیز چند مسئله مهم وجود دارد.
کتاب با فرهنگ عمومی و زندگی روزمره ما ارتباط دارد. اهمیتی که کتاب در زندگی ما دارد، در ویژگی خاص کتاب نهفته است. کتاب در مقایسه با دیگر محصولات فرهنگی، این قابلیت را دارد که انسان را به سمت تفکر و تامل و هوشیاری بکشاند. کتاب علاوه بر اینکه پیام را منتقل می‏کند، خلاقیت را نیز پرورش می‏دهد. هرقدر محصولات فرهنگی ما به‌سوی عینی‏تر و تصویری‏تر شدن پیش می‏روند، به‌دلیل درگیر کردن همه حواس مخاطب، قدرت تفکر و تامل برای تشخیص و نگاه از بیرون را از مخاطب سلب می‏کنند، اما کتاب به مخاطب فرصت می‏دهد. شعار ما این است که هیچ چیز جای کتاب را نمی‏گیرد و باید عزمی جدی برای ترویج آن به وجود بیاید؛ چراکه تفکر، خلاقیت و نوآوری از مهم‌ترین پایه‌های بنای زندگی انسانی و رشد یک تمدن است.
کتاب و کتابخانه علاوه بر اهمیت ذاتی، وسیله‏ای برای کشف استعدادهاست. در زمینه‏ای مثل حاشیه شهر، وجود کتابخانه می‏تواند بسیاری از استعدادهای نهفته در گوشه و کنار این منطقه را شناسایی کند، جهت بدهد و به سوی شکوفایی ببرد. همچنین کتابخانه این ظرفیت را دارد که بتواند بهانه‏ای برای ایجاد یک پاتوق سالم و فعال و پربار باشد.
۵٫ تعمیق معرفت دینی:
انتخاب قالب کتاب و کتابخانه، برخاسته از نگاه ویژه اسلام ناب به دین است که در مقابل تلاش جبهه باطل که به دنبال غفلت و جهل آدمی است، در تلاش برای آگاهی بخشی و بیدار کنندگی انسان است.
همچنین سرمایه گذاری دشمن بر روی سست کردن عقاید جوانان، اهمیت سرمایه گذاری برای تعمیق معرفت دینی را صد چندان می کند:
“یکی دیگر از قلمهای واضحِ اساسیِ ]دشمن[، رقیق کردن اعتقادات اسلامی و احساسات اسلامی و رسوخ دادن تفکرات الحادی و شبه‌الحادی از طرق مختلف است؛ این جزو سیاستهای اینهاست. دستگاه‌های گوناگونِ تبلیغاتی را با مبالغ کلان، با پیگیری‌های همه‌جانبه و گسترده، در خدمت تغییر فکر جوانان ما به کار میگیرند. البته این مخصوص جوانان ما هم نیست. امروز در همین کشورهای عربی که این قیامها و انقلابها اتفاق افتاد، عین همین قضیه دارد با شدت پیگیری میشود؛ دارند دنبال میکنند. میلیاردها دلار خرج کردند برای اینکه بتوانند ذهن و فکر جوانانی که در فلان میدان قاهره یا فلان میدان تونس اجتماع کردند و آن حوادث بزرگ را به وجود آوردند، تغییر دهند، عوض کنند… دشمن مشغول است؛ با همه‌ی قوا مشغول است. از این قبیل کارها به وسیله‌ی دشمن انجام میگیرد. ترویج فساد هست، ترویج فحشا هست، ایجاد تردید در عقاید هست.”
۶٫ انعطاف پذیری و ابتکار:
این کار جهادی از انجا که متناسب با زمان و برای حل مسائل انقلاب اسلامی با رویکرد فرهنگی است، باید بتواند ابتکار و خلاقیت را در ساختار و محتوای خود به نمایش بگذارد و به عنوان یکی از ارزشهای اساسی بپذیرد.
همچنین پذیرش انعطاف و دوری از صلب و سخت شدن چارچوبها و طرح ها، از بسترهای اصلی مشارکت و حضور مردمی می تواند باشد.
۷٫ استفاده از شخصیت های فرهنگی برجسته انقلاب اسلامی:
وقتی معتقدیم کار فرهنگی جهت دار است و در صف آرایی جبهه حق و باطل هویت پیدا می کند، این جبهه، باید بتواند به خوبی معرفی شود. گاه معرفی، با گفتن مبانی فکری و اصول و ارزشها است؛ و گاه می توان این تعریف با استفاده از چهره های اصلی یک جبهه باشد. معرفی به وسیله چهره ها می تواند یک راه مناسب برای تبلیغ و ترویج در میان عامه مردم باشد.
چهره های فرهنگی انقلاب اسلامی، می توانند علاوه بر اعلام جهت گیری و تمایزات کار، نشان دهنده گستردگی جبهه انقلاب و به تبع آن جذب گسترده و متنوع مخاطب به کار، با توجه به جذابیت آن ها باشند. قابلیت سخن گویی شخصیت با مخاطب اصلی، یکی از شاخص های اصلی برای انتخاب چهره هاست.
۸٫ قابلیت الهام بخشی و الگوسازی:
الهام بخش بودن و قابلیت ایجاد جریان در فعالیت های فرهنگی انقلاب، یکی دیگر از مولفه های هویتی این کتابخانه هاست. سیاستگذاری ها و تصمیم گیری ها در این کتابخانه ها باید با دغدغه الگوسازی و قابلیت تکثیر و توسعه همراه باشد.

 
| چاپ | |